تعداد بازدید: 11
زبان : فارسی

مزایای کوچینگ سازمانی برای افزایش بهره‌وری و ارتقای رضایت شغلی

تاریخ درج خبر : 1404/10/18

چرا کوچینگ سازمانی کلید افزایش بهره وری و رضایت شغلی است؟

اگر شما مدیر، رهبر تیم، HR، یا حتی یک کارمند کلیدی هستید، این سوال برایتان آشناست: چرا با اینکه «استراتژی داریم»، «ابزار داریم»، «جلسات داریم»، اما باز هم بهره‌وری بعضی تیم‌ها پایین است و رضایت شغلی بعضی افراد مدام افت می‌کند؟ چرا انگیزه‌ها زود خاموش می‌شوند، تعارض‌ها کش پیدا می‌کنند و خروج نیروهای خوب تبدیل به یک دردسر تکراری می‌شود؟

پاسخ، اغلب در نبود یک سیستم درست برای «توسعه انسان‌ها» نهفته است؛ توسعه‌ای که فقط با آموزش‌های عمومی، دستورالعمل‌ها، KPI و ارزیابی عملکرد به‌تنهایی اتفاق نمی‌افتد. اینجاست که کوچینگ سازمانی وارد میدان می‌شود؛ نه به‌عنوان یک مُد مدیریتی، بلکه به‌عنوان یک ابزار دقیق، علمی و عملی برای افزایش عملکرد، هم‌ترازسازی رفتارها با اهداف سازمان، و بالا بردن کیفیت تجربه کاری.

پس اگر می‌خواهید بفهمید کوچینگ سازمانی چطور می‌تواند بهره‌وری و رضایت شغلی را همزمان بالا ببرد، این راهنما برای شماست.

تعریف کوچینگ سازمانی و جایگاه آن در توسعه سازمان

کوچینگ سازمانی Organizational Coaching  یک فرآیند هدفمند و ساختاریافته است که در آن یک کوچ (داخلی یا بیرونی) به افراد، تیم‌ها یا رهبران کمک می‌کند تا با افزایش خودآگاهی، بهبود مهارت‌های رفتاری و ارتقای کیفیت تصمیم‌گیری، عملکردشان را در راستای اهداف سازمان بالا ببرند. نکته مهم این است: کوچینگ سازمانی «حل مسئله به جای فرد» نیست؛ بلکه «توانمندسازی فرد برای حل مسئله» است.

در سازمان‌های مدرن، توسعه سرمایه انسانی فقط با آموزش مهارتی یا ارائه دستورالعمل اتفاق نمی‌افتد. چرا؟ چون موانع واقعی عملکرد، غالبا رفتاری و ذهنی‌اند:

  • تعارض‌های حل‌نشده
  • نبود امنیت روانی
  • ضعف در خودمدیریتی و اولویت‌بندی
  • بی‌انگیزگی یا فرسودگی
  • ضعف در گفت‌وگو و بازخورد
  • باورهای محدودکننده در مدیران و کارکنان

کوچینگ سازمانی همان جایی را هدف می‌گیرد که کلاس آموزشی و پاورپوینت‌های شیک، دستشان کوتاه است: «رفتار واقعی در محیط واقعی».

📌 سوال مهم: شما هم دیده‌اید فردی که آموزش دیده، اما در عمل همان رفتار قدیمی را ادامه می‌دهد؟ این همان جایی است که کوچینگ سازمانی ارزشش را نشان می‌دهد؛ چون به رفتار در بستر واقعی می‌پردازد، نه اطلاعات تئوری.

برای شرکت در دوره کوچینگ سازمانی پژوها کلیک کنید.

KPI چیست؟

KPI مخفف Key Performance Indicator یعنی شاخص کلیدی عملکرد است. KPI معیارهایی قابل اندازه‌گیری هستند که نشان می‌دهند یک فرد، تیم یا سازمان چقدر به اهدافش نزدیک شده است. این شاخص کمک می‌کنند عملکرد را به‌صورت عددی و شفاف ارزیابی کنیم، نه بر اساس حدس و احساس.

تفاوت کوچینگ سازمانی با آموزش، منتورینگ و مشاوره

یکی از اشتباهات رایج در بسیاری از شرکت‌ها این است که آموزش، مشاوره، منتورینگ و کوچینگ سازمانی را یک چیز می‌دانند. این اشتباه باعث می‌شود انتظار غلط شکل بگیرد و پروژه شکست بخورد.

تفاوت با آموزش (Training)

آموزش یعنی انتقال دانش/مهارت از مربی به مخاطب. اما کوچینگ سازمانی یعنی استخراج و فعال‌سازی ظرفیت‌های فرد، با پرسش‌گری، بازتاب دادن، تمرین و مسئولیت‌پذیری.

در آموزش، شما یک «محتوا» می‌گیرید. در کوچینگ، شما یک «تغییر پایدار» می‌سازید.

تفاوت با مشاوره (Consulting)

مشاور تحلیل می‌کند و راه‌حل پیشنهاد می‌دهد. اما کوچ در کوچینگ سازمانی راه‌حل نمی‌دهد؛ بلکه کمک می‌کند فرد/تیم خودشان راه‌حل بسازند و مهم‌تر از آن، بتواند اجرا کند.

تفاوت با منتورینگ (Mentoring)

منتور تجربه دارد و انتقال تجربه می‌دهد. کوچ الزاما انتقال تجربه نمی‌کند؛ او فرآیند رشد را هدایت می‌کند تا فرد به بلوغ تصمیم‌گیری برسد.

✅ نتیجه: اگر سازمان شما دنبال «افزایش بهره‌وری و رضایت شغلی با تغییر رفتار واقعی» است، کوچینگ سازمانی ابزار دقیق‌تری نسبت به آموزش صرف خواهد بود.

چرا سازمان‌ها امروز به کوچینگ سازمانی نیاز دارند؟

بیایید صادق باشیم: محیط کسب و کار امروز شبیه یک مسابقه سرعت نیست، شبیه یک مسابقه بقاست. تغییرات سریع، فشارهای اقتصادی، رقابت سنگین، نسل‌های جدید در محیط کار و تحول دیجیتال، باعث شده سبک‌های قدیمی مدیریت پاسخگو نباشند.

در چنین شرایطی، سازمان‌ها دو گزینه دارند:

  1. یا روی کنترل، سخت‌گیری و فشار بیشتر تکیه کنند (که نتیجه‌اش فرسودگی و ریزش نیروست)
  2. یا روی توانمندسازی، یادگیری سریع و توسعه مهارت‌های نرم سرمایه‌گذاری کنند (که نتیجه‌اش بهره‌وری پایدار و رضایت شغلی بالاست)

کوچینگ سازمانی در گزینه دوم نقش ستون فقرات را دارد. چرا؟ چون به جای اینکه فقط «سیستم‌ها» را درست کند، «انسان‌ها» را رشد می‌دهد؛ و سازمان در نهایت مجموعه‌ای از انسان‌هاست.

📌 یک نشانه مهم:
وقتی سازمان‌ها از «مدیریت دستوردهنده» به «رهبری توانمندساز» حرکت می‌کنند، کوچینگ سازمانی تبدیل به ابزار اصلی این تحول می‌شود.

اثر کوچینگ سازمانی بر بهره‌وری: از شعار تا مکانیزم‌های واقعی

حالا برویم سر اصل مطلب: دقیقا کوچینگ سازمانی چطور بهره‌وری را بالا می‌برد؟

افزایش وضوح هدف و اولویت بندی

یکی از قاتل‌های اصلی بهره‌وری، نبود وضوح است:

  • هدف سازمان روشن نیست
  • هدف تیم مبهم است
  • فرد نمی‌داند «مهم‌ترین کار» چیست
  • کارها زیادند اما اثر کم است

در کوچینگ سازمانی، یکی از محورهای ثابت، شفاف‌سازی هدف و تبدیل آن به اقدام قابل اندازه‌گیری است. نتیجه چیست؟
فرد کمتر «کار زیاد» می‌کند و بیشتر «کار درست» انجام می‌دهد.

بهبود تصمیم‌گیری تحت فشار

در شرایط فشار، افراد یا تصمیم نمی‌گیرند (فلج تصمیم) یا تصمیم عجولانه می‌گیرند. کوچینگ کمک می‌کند افراد:

  • مفروضات‌شان را بشناسند
  • سوگیری‌های ذهنی را مدیریت کنند
  • تصمیم را به مرحله‌بندی قابل اجرا تبدیل کنند

این یعنی افزایش مستقیم بهره‌وری چون زمان و انرژی روی تصمیم‌های اشتباه کمتر تلف می‌شود.

ارتقای مهارت‌های ارتباطی و کاهش اصطکاک‌های سازمانی

اصطکاک یعنی همان وقت تلف‌شده در حاشیه‌ها: سوءبرداشت، اختلاف، بازی‌های سیاسی، دلخوری‌ها، حرف‌های پشت سر…کوچینگ سازمانی با تقویت گفتگو، بازخورد سازنده و مهارت مذاکره، اصطکاک را کم می‌کند.
هرچه اصطکاک کمتر، انرژی بیشتر برای خروجی واقعی.

مدیریت زمان و تمرکز

بهره‌وری امروز یعنی توانایی تمرکز؛ در دنیای نوتیفیکیشن و جلسات بی‌پایان. کوچینگ کمک می‌کند فرد:

  • الگوی اتلاف وقت خودش را ببیند
  • مرزبندی زمانی بسازد
  • عادت‌های تمرکز ایجاد کند
  • جلسه‌محوری را به نتیجه‌محوری تبدیل کند

💬 یک سوال از شما:
در سازمان شما چند درصد جلسات خروجی دارد؟ اگر جواب‌تان کمتر از ۶۰٪ است، کوچینگ سازمانی می‌تواند یکی از سریع‌ترین اهرم‌های اصلاح باشد.

اثر کوچینگ سازمانی بر رضایت شغلی: چرا آدم‌ها می‌مانند و رشد می‌کنند؟

رضایت شغلی فقط به حقوق و مزایا مربوط نیست (هرچند مهم است). افراد در سازمان‌ها به سه دلیل کلیدی می‌مانند یا می‌روند:

  1. کیفیت رابطه با مدیر
  2. احساس رشد و پیشرفت
  3. معنا و ارزشمندی کار

کوچینگ سازمانی روی هر سه مورد اثر مستقیم دارد.

افزایش احساس شنیده‌شدن و ارزشمندی

وقتی کارکنان احساس کنند دیده می‌شوند، صدایشان شنیده شده و فضای امن برای بیان دارند، رضایت شغلی بالا می‌رود.
کوچینگ—به‌ویژه در قالب Coaching Culture—به مدیران یاد می‌دهد به جای قضاوت سریع، سوال بپرسند، گوش بدهند و فضای گفتگوی واقعی ایجاد کنند.

کاهش فرسودگی شغلی

فرسودگی فقط به خاطر حجم کار نیست؛ به خاطر بی‌معنایی، نبود کنترل، و فشار روانی مزمن است. کوچینگ با افزایش خودمدیریتی، مرزبندی و بازسازی انگیزه، یکی از ابزارهای موثر کاهش Burnout است؛ و نتیجه طبیعی‌اش افزایش رضایت شغلی است.

رشد مسیر شغلی و توسعه فردی

یکی از بزرگ‌ترین دلایل ترک سازمان‌ها: «من اینجا رشد نمی‌کنم.» اما کوچینگ سازمانی مسیر رشد را به یک برنامه واقعی تبدیل می‌کند:

  • نقاط قوت
  • شکاف مهارتی
  • برنامه توسعه فردی (IDP)
  • هدف‌گذاری
  • پیگیری و Accountability

این یعنی فرد حس می‌کند آینده دارد؛ و این حس، یکی از موتورهای اصلی رضایت شغلی است.

مدل‌ها و رویکردهای حرفه‌ای در کوچینگ سازمانی

اگر بخواهیم تخصصی نگاه کنیم، کوچینگ سازمانی فقط یک گفتگو نیست؛ یک معماری علمی دارد. چند مدل معتبر و پرکاربرد:

مدل GROW

  • Goal (هدف)
  • Reality (واقعیت موجود)
  • Options (گزینه‌ها)
  • Will/Way forward (تعهد و اقدام)

مدل GROW برای افزایش بهره‌وری عالی است چون جلسه کوچینگ را از «حرف» به «اقدام» وصل می‌کند.

کوچینگ مبتنی بر نقاط قوت (Strengths-based Coaching)

به جای اینکه مدام روی ضعف‌ها تمرکز شود، فرد یاد می‌گیرد چگونه با نقاط قوتش بهترین عملکرد را بسازد. این رویکرد اثر سریع‌تری روی رضایت شغلی دارد چون حس توانمندی و اعتمادبه‌نفس را بالا می‌برد.

کوچینگ سیستمی (Systemic Coaching)

در سازمان، رفتار یک فرد جدا از سیستم نیست. کوچینگ سیستمی کمک می‌کند الگوهای تیمی، فرهنگ سازمانی و روابط قدرت دیده شوند. این رویکرد برای حل تعارض‌های پیچیده و بهبود فرهنگ بسیار مؤثر است.

کوچینگ سازمانی برای رهبران و مدیران: چرا Leadership بدون کوچینگ ناقص است؟

واقعیت تلخ این است که بسیاری از مدیران، مدیر شده‌اند اما رهبر نشده‌اند. نه به خاطر کم هوشی، بلکه چون کسی آن‌ها را برای «انسان‌محور مدیریت کردن» آماده نکرده است. کوچینگ سازمانی برای مدیران سه خروجی کلیدی دارد:

  1. مدیر یاد می‌گیرد به جای اینکه خودش همه جواب‌ها را بدهد، تیم را به فکر کردن و مسئولیت‌پذیری سوق دهد. این به شکل مستقیم بهره‌وری تیم را بالا می‌برد.
  2. بسیاری از افت‌های رضایت شغلی از «بازخورد بد» یا «عدم گفتگوی شفاف» شروع می‌شود. کوچینگ کمک می‌کند مدیر گفتگو را انسانی، صریح و حرفه‌ای پیش ببرد.
  3. کوچینگ به مدیر کمک می‌کند تعارض را «درست» مدیریت کند، نه اینکه آن را سرکوب کند یا به جنگ قدرت تبدیل کند. نتیجه؟ محیط کاری سالم‌تر و افزایش رضایت شغلی.

کوچینگ تیمی؛ نسخه حرفه‌ای برای افزایش هماهنگی و بهره‌وری

گاهی مشکل سازمان «فرد» نیست؛ «تیم» است. تیمی که جلساتش پرحرف و بی‌خروجی است، نقش‌ها مبهم است، اعتماد کم است و هرکس ساز خودش را می‌زند. وقتی تیم به هماهنگی برسد، بهره‌وری رشد می‌کند چون «اتلاف انرژی در اصطکاک‌ها» کم می‌شود و رضایت شغلی بالا می‌رود چون افراد حس می‌کنند بخشی از یک تیم سالم هستند.

محور کلیدی

تعریف تخصصی (چه چیزی را تنظیم می‌کند؟)

KPI پیشنهادی برای سنجش اثر

هم‌راستاسازی اهداف و KPI

هم‌جهت‌کردن اهداف فردی، تیمی و سازمانی و تبدیل آن‌ها به شاخص‌های قابل اندازه‌گیری

درصد تحقق OKR، نرخ پیشرفت پروژه‌ها، کاهش کارهای کم‌اثر

شفافیت نقش‌ها و مسئولیت‌ها

تعریف دقیق مسئولیت‌ها، مرز اختیارات و انتظارات خروجی هر نقش

کاهش دوباره‌کاری، کاهش تعارض‌های بین واحدی، سرعت تحویل خروجی

اعتماد و امنیت روانی

ایجاد فضایی که افراد بدون ترس از قضاوت، اشتباه را بپذیرند و نظر بدهند

افزایش مشارکت در جلسات، بهبود eNPS، کاهش تعارض پنهان

الگوی تصمیم‌گیری تیمی

تعریف فرآیند تصمیم‌گیری: چه کسی، چگونه و با چه معیارهایی تصمیم می‌گیرد

زمان تصمیم‌گیری، نرخ بازگشت تصمیم (Rollback)، کاهش تأخیرهای پروژه

قواعد ارتباطی و بازخورد

طراحی استانداردهای ارتباطی و بازخورد حرفه‌ای برای کاهش اصطکاک

کاهش خطاهای ارتباطی، افزایش کیفیت تحویل، کاهش تنش بین فردی

 

اجازه بدهید یک تجربه نزدیک به واقعیت را به شکل داستانی اما حرفه‌ای تعریف کنم (ترکیبی از چند پروژه واقعی که در سازمان‌های ایرانی دیده‌ام):

یک شرکت خدماتی با حدود ۱۲۰ نفر نیرو، مشکل واضحی داشت:

  • تیم فروش به‌شدت فرسوده و پراسترس
  • نرخ خروج نیروهای فروش بالا
  • جلسات روزانه طولانی و بی‌اثر
  • شکایت از مدیریت: «فقط فشار می‌آورند، کسی ما را نمی‌فهمد»
  • افت محسوس رضایت شغلی و کاهش بهره‌وری

ما برنامه کوچینگ سازمانی را در سه لایه اجرا کردیم:

  1. کوچینگ مدیریتی برای سرپرستان فروش (۸ جلسه در ۳ ماه)
  2. کوچینگ فردی برای ۱۲ نفر از نیروهای کلیدی فروش (۶ جلسه)
  3. کوچینگ تیمی برای هماهنگی تیم و بازطراحی جلسات

نتیجه چه شد؟

  • جلسات روزانه از ۶۰ دقیقه به ۲۰ دقیقه رسید، اما خروجی بیشتر شد.
  • KPI تماس موثر و پیگیری منظم بالا رفت (اثر مستقیم روی بهره‌وری).
  • تعارض بین فروش و پشتیبانی کمتر شد.
  • در مصاحبه‌های داخلی، کارکنان گفتند: «برای اولین بار حس کردیم مدیران واقعاً گوش می‌دهند.»
  • نرخ خروج نیروهای فروش در ۶ ماه بعد، حدود ۳۰٪ کاهش پیدا کرد (اثر مستقیم روی رضایت شغلی).

جالب‌ترین بخش برای من این بود:
در یکی از جلسات، مدیر فروش گفت:
«من فکر می‌کردم اگر فشار نیاورم، کار نمی‌کنند. کوچینگ به من نشان داد چطور با سؤال درست، آدم‌ها را مسئول می‌کنم بدون اینکه له‌شان کنم.»

این همان نقطه طلایی است: کوچینگ سازمانی فشار را به «تعهد» تبدیل می‌کند.

و اگر بخواهم حسش را توصیف کنم؟
فضای تیم از یک اتاق پر از دود و خستگی، تبدیل شد به یک محیط روشن‌تر… جایی که آدم‌ها انگار دوباره هوای تازه را بو می‌کشند. شاید اغراق به نظر برسد، اما در فرهنگ‌های کاری فرسوده، همین «هوای تازه» دقیقاً همان چیزی است که رضایت شغلی را برمی‌گرداند.

چگونه ROI و KPI کوچینگ سازمانی را اندازه‌گیری کنیم؟ (سخت اما ممکن)

یکی از نقدهای رایج این است:
«کوچینگ خوب است، ولی چطور اندازه بگیریم؟»

اندازه‌گیری در کوچینگ سازمانی باید هم کمی باشد و هم کیفی:

KPI های کمی (Quantitative)

  • افزایش نرخ تحقق اهداف (OKR Achievement)
  • کاهش زمان چرخه انجام کار (Cycle Time)
  • کاهش خطا یا دوباره‌کاری
  • کاهش نرخ خروج کارکنان (Turnover)
  • افزایش NPS داخلی یا eNPS
  • کاهش غیبت یا تاخیر
  • افزایش فروش، بهره‌وری عملیاتی یا خروجی تیمی

KPI های کیفی (Qualitative)

  • بهبود امنیت روانی (Psychological Safety)
  • کیفیت ارتباط و بازخورد
  • افزایش حس معنا و تعلق
  • افزایش خودآگاهی و مسئولیت‌پذیری

نکته تخصصی: برای اندازه‌گیری دقیق، قبل از شروع پروژه کوچینگ سازمانی باید Baseline گرفته شود. اگر از اول اندازه‌گیری نکنید، بعداً هر نتیجه‌ای «قابل دفاع» نیست.

نقد دیدگاه مخالف: آیا کوچینگ سازمانی همیشه جواب می‌دهد؟

این بخش را صادقانه و حرفه‌ای می‌نویسم: نه، همیشه جواب نمی‌دهد. و این اتفاقاً نقطه قوت کوچینگ است که اگر درست اجرا نشود، خودش را لو می‌دهد.

سه علت اصلی شکست:

کوچینگ به جای فرهنگ، تبدیل به پروژه تزئینی شود: اگر سازمان فقط می‌خواهد یک «برنامه شیک» اجرا کند، اما ساختار پاداش، سبک مدیریت و ارزش‌ها همان باشد، کوچینگ اثر محدود خواهد داشت.

مدیران کوچینگ را تهدید ببینند: گاهی مدیر می‌ترسد کوچینگ جایگاهش را زیر سؤال ببرد. نتیجه؟ مقاومت پنهان، کم‌کاری، و بی‌اثر شدن فرآیند.

کوچ غیرحرفه‌ای یا رویکرد غیرعلمی: کوچینگ حرفه‌ای استاندارد دارد: اخلاق، قرارداد، محرمانگی، هدف‌گذاری و مهارت‌های گفت‌وگو. اگر کوچ صرفاً یک فرد «انگیزشی» باشد، نتیجه سطحی می‌شود.

راهنمای اجرای موفق کوچینگ سازمانی در سازمان‌های ایرانی

برای اینکه کوچینگ سازمانی واقعاً روی بهره‌وری و رضایت شغلی اثر بگذارد، این گام‌ها را پیشنهاد می‌کنم:

گام ۱: تعریف مسئله واقعی (نه مسئله ظاهری)

مثلاً «بهره‌وری پایین است» کافی نیست. باید بدانید چرا:

  • ضعف مدیریت؟
  • نبود مهارت؟
  • تعارض‌ها؟
  • فرسودگی؟
  • ساختار غلط؟

گام ۲: انتخاب نوع کوچینگ

  • کوچینگ فردی (Executive/Employee Coaching)
  • کوچینگ تیمی
  • کوچینگ فرهنگی (Coaching Culture)
  • یا ترکیبی

گام ۳: قرارداد شفاف و محرمانگی

یکی از عوامل افزایش رضایت شغلی، اعتماد است. اگر کارکنان احساس کنند کوچینگ ابزار کنترل است، همه چیز خراب می‌شود.

گام ۴: هم راستاسازی با HR و مدیران

کوچینگ باید به KPI و اهداف سازمان وصل باشد، نه یک فعالیت جداگانه.

گام ۵: ارزیابی و گزارش‌دهی حرفه‌ای

نه گزارش محتوای جلسات (که محرمانه است)، بلکه گزارش پیشرفت نسبت به هدف‌های رفتاری و عملکردی.

جمع بندی

کوچینگ سازمانی موتور تبدیل «ظرفیت انسانی» به «عملکرد قابل اندازه‌گیری» است؛ و همین موتور است که هم بهره‌وری را بالا می‌برد و هم رضایت شغلی را عمیق‌تر می‌کند. سازمان‌هایی که کوچینگ را با مدرسه کسب و کار پژوها درست اجرا می‌کنند، این سه دستاورد را همزمان می‌گیرند:

  • تیم‌هایی با تمرکز و خروجی بالا (بهره‌وری)
  • کارکنانی با انگیزه، امنیت روانی و حس رشد (رضایت شغلی)
  • مدیرانی که به جای فشار، توانمندسازی می‌کنند

و حالا یک سؤال از شما:
اگر قرار باشد فقط یک تغییر در سازمان‌تان ایجاد کنید که هم خروجی را بیشتر کند و هم حال آدم‌ها را بهتر، آیا حاضر هستید کوچینگ سازمانی را به‌عنوان یک راهکار جدی بررسی کنید؟

پرسش‌های متداول

آیا کوچینگ سازمانی فقط برای مدیران است؟

خیر. برای کارکنان کلیدی، تیم‌ها، و حتی پروژه‌های تحول سازمانی هم کاربرد دارد.

کوچینگ چقدر طول می‌کشد تا اثر بگذارد؟

اثر اولیه معمولاً در ۶ تا ۱۲ هفته دیده می‌شود، اما تغییر پایدار به برنامه ۳ تا ۶ ماهه نیاز دارد.

آیا کوچینگ جایگزین آموزش است؟

خیر؛ مکمل آموزش است. آموزش مهارت می‌دهد، کوچینگ مهارت را به رفتار تبدیل می‌کند.

اگر کارکنان مقاومت کنند چه؟

مقاومت طبیعی است. باید هدف، محرمانگی، و سود شخصی افراد شفاف شود. همچنین بهتر است شروع با داوطلب‌ها باشد تا اثر موجی ایجاد شود.

 

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

نام و نام خانوادگی

ایمیل

پیام شما *